علي بن حسين انصارى شيرازى
362
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
قيطاقون ترمس است و گفته شد قيطس آس است و گفته شد قيشور حجر القيشور خوانند و حجرة الشعر و فينك نيز خوانند و آن نوعى از كف دريا بود و مؤلف گويد آن مانند سنگى است و تجويف بسيار در آن بود و در ميان كف دريا مرجان سفيد بسيار بود و در حمام دست و پا بدان مالند و صلبى نداشته باشد و اولى آن بود كه سوخته استعمال كنند و طبيعت آن گرم و خشك بود و لطيف دندان را جلا دهد و براق و سفيد گرداند چون بدان سنون كنند در ستردن موى استعمال كنند موى بسترد و ريشهاى عميق برگرداند و گوشت بروياند و گوشت زياده بخورد و اگر در خمى شراب ريزند كه جوشان بود از جوش بازايستد در زمان و صفت سوختن وى چنان بود كه در شيب آتش كنند تا گرم شود بيرون آرند و در شراب ريحانى اندازند پس ديگر شب در آتش كنند و ديگر در آب اندازند پس سوم بار در آتش كنند چون گرم شود بيرون آرند و رها كنند تا سرد شود پس به كار دارند بن دندان را محكم دارد و تاريكى و شبكورى زايل كند صاحب مخزن الادويه تحت عنوان حجر القيشور مىنويسد : ماهيت آن سنگى است متخلخل سفيد شبيه به اسفنج و بر روى آب مىايستد و گويند نوعى از زبد البحر است و على بن عباس مجوسى گفته آن مستعمل اهل صناعت است در حل ذهب و فضه قيرس بيونانى شمع را گويند و گفته شد قير قار است و بپارسى قيل گويند ابن مؤلف گويد نفط سياه چشمهء آنست كه اين نفط را مىپزند منجمد مىشود پس در آب اندازند تا مىبندد و قيل مىشود و در خوزستان اين عمل مىكنند و به اطراف مىبرند قيل زفت تر بود و گفته شد قيسوس قسوس بود و گفته شد و آن سه نوع است سياه و سفيد و سرخ و مجموع حريف و قابض بود و يك نوع از آن نبات لادن است و آن گرم بود و باقى انواع سرد بود بيخ آن با شير چون بياشامند گزندگى رتيلا را سود دهد و صمغ وى شپش بكشد و چون با شراب و مر بياميزند منع ساقط شدن موى بكند و به خود برگرفتن بچه بيرون آورد و تر وى بر سپرز ضماد كردن نافع بود و به خود برگرفتن حيض براند قيوندى شحم قاوندى و شحم قيوندى گويند و گفته شد